يحيى دولت آبادى
46
حيات يحيى ( فارسى )
هوسناكى و شهوترانى نميگشت به خوبى ميتوانست ايران را آباد نمايد . ولى افسوس كه آسايش خيال موقتى از طرف جنوب و شمال و رقابت خارجى كه معلوم نيست چقدر عمر خواهد داشت او را مغرور كرده كار عياشى به حدى رسيده است كه مجال براى او در كار ديگر باقى نگذارده است . ناصر الدين شاه حرمسرائى براى خود ترتيب داده كه براى شرح دادن آن كتاب مخصوص لازم است چند صد زن در آنجا جمع نموده بدست خواجهسرايان سپرده هريك از آن خانمهاى بزرگ و كوچك برحسب شان و مرتبهئى كه دارند داراى تبعه و لحقه بسيارند زنان و دختران و خواجگان و وزير و دبير اغلب در خارج حرم داراى خانه و زندگانى و تجملات مخصوص براى آتيه خود هستند اين اداره بزرگ با بودجه قابل اعتنا مخصوص خوشگذرانى اعليحضرت است و تا يك حد هم براى تربيت خانمها سودمند است در گردشهاى بيرون شهر جمعى از آن خواتين را غالبا با خود ميبرد به اين سبب مجبور شده در عمارتهاى ييلاقى هم براى آنها تدارك منزل بگيرد . در سفرى كه براى زيارت عتبات عاليات بعراق عرب ميرفته از آنجا كه بيشتر زنها مقدسات و زيارتدوست هستند خصوصا زيارت كربلا كه مطلوبيت مخصوص دارد بميل طبع و رقابت يكديگر جمع كثيرى از خانمها ملتزم ركاب همايون بودهاند و اين مسئله در انظار مردم عراق عرب خوشنما نبوده او را شاه زنان ميخواندهاند . خلاصه ناصر الدين شاه از آسايش خود و تا يك اندازه بىصدائى مملكت خوشحال است و از بروز افكار جديد كه ميداند برهم شكنندهء عيش و عشرت اوست تا آنجا كه بتواند جلوگيرى مينمايد رجال تحصيل كرده اروپا ديده را از كارها دور مىكند . صاحبان افكار كهنه را بيشتر روى كار ميآورد اين مردم هم طبعا با افكار تازه ضديت دارند ميرزا على خان امين الدوله را كه شخص دانشمند داراى خيالات جديد است بوزارت پست كه كار كوچكى است معطل گذارده اسم بيرسم رياست شوراى دربار را هم بر سر او نهاده است امين الدوله با بيداران ايران در خارج و داخل مربوط است و نسبت به آنها مرجعيتى دارد . ملكم خان ( صاحب كليات ) كه يكى از بيداران باحرارت است مدتها در سفارتهاى